ایو روکار کیست؟
دانشمند هسته ای فرانسه
ایو روکار یکی از چهرههای محوری و در عین حال پیچیده و بحثبرانگیز تاریخ علم فرانسه در قرن بیستم است. او فیزیکدانی بود که از فیزیک نظری تا پژوهشهای کاربردی، از علوم نظامی تا اخترشناسی رادیویی، و حتی از اقتصادسنجی تا حوزههای حاشیهای علم را درنوردید. نام او بیش از هر چیز با برنامه تسلیحات هستهای فرانسه گره خورده است؛ تا جایی که او را «پدر بمب اتمی فرانسه» مینامند. با این حال، نقش او تنها به ساخت بمب محدود نمیشد و او را باید یکی از معماران اصلی نظام علمی و پژوهشی فرانسه پس از جنگ جهانی دوم نیز به شمار آورد.
تولد، خانواده و سالهای نخست
ایو روکار در ۲۲ مه ۱۹۰۳ در شهر وان (Vannes) در منطقه برتانی فرانسه زاده شد. خانوادهاش وضعیت اقتصادی مرفهی نداشت. پدرش افسر نیروی هوایی بود و در جریان جنگ جهانی اول، هواپیمایش توسط آلمانیها سرنگون شد و جان باخت. به این ترتیب، روکار در سنین کودکی پدر خود را از دست داد و در فضایی توأم با تنگدستی و فقدان بزرگ شد.
با وجود این دشواریها، استعداد علمی او خیلی زود آشکار شد. در سال ۱۹۲۲ وارد یکی از معتبرترین مؤسسات آموزشی فرانسه، یعنی مدرسه عالی نرمال پاریس (École Normale Supérieure – ENS) شد و در رشتههای فیزیک و ریاضیات به تحصیل پرداخت.
پژوهشهای نخستین و یک کشف تقریباً از دست رفته
در سال ۱۹۲۷، روکار پژوهشهای خود را زیر نظر فیزیکدان برجسته شارل فابری (Charles Fabry) آغاز کرد. موضوع کار او پراکندگی نور در مایعات بود. در جریان آزمایشها، نتیجهای به دست آورد که حدود ۵۰ درصد بالاتر از پیشبینی نظری بود. هیئت داوری آن را نپذیرفت و روکار نتوانست آن یافته را به عنوان کشف علمی به رسمیت بشناسد. اما بعدها مشخص شد که او تقریباً اثر رامان را کشف کرده بود؛ همان کشفی که در سال ۱۹۳۰ جایزه نوبل فیزیک را برای سی وی رامان به ارمغان آورد. این ماجرا شاید نمادی از سراسر زندگی علمی روکار باشد: پیشرو بودن، اما اغلب نادیده گرفته شدن توسط جریان اصلی علم.
پس از پایان تحصیلات، روکار مدتی در یک شرکت تولید لامپ به عنوان مهندس کار کرد. سپس در سال ۱۹۳۹ به عنوان استادیار و مدرس در دانشگاه پاریس منصوب شد.
جنگ جهانی دوم، مقاومت و فرار به انگلستان
جنگ جهانی دوم مسیر زندگی روکار را به کلی تغییر داد. پس از سقوط فرانسه و اشغال آن توسط آلمان نازی، او به جنبش مقاومت فرانسه پیوست و به شبکه Cohors-Asturies به رهبری کریستیان پینو (Christian Pineau) ملحق شد.
در سال ۱۹۴۳، روکار مأموریتی بسیار خطرناک را پذیرفت: کشف نحوه کار و شیوه بهرهبرداری از فانوسهای رادیویی آلمانی در سواحل غربی فرانسه که با نام رمز «Bernhardiner» شناخته میشدند. او باید اطلاعات مربوط به این دستگاهها را جمعآوری کرده و به سازمانهای اطلاعاتی بریتانیا میرساند. زمانی که هویت او افشا شد و بازگشت به فرانسه برایش غیرممکن گشت، به انگلستان گریخت و به نیروی دریایی فرانسه آزاد پیوست. در آنجا برای کشتیهای نیروی دریایی فرانسه سیستم رادار طراحی کرد.
این سابقه درخشان در مقاومت، بعدها به او اعتبار و اعتمادی ویژه در محافل سیاسی و نظامی فرانسه بخشید؛ اعتباری که در ورود او به هسته تصمیمگیریهای حساس هستهای نقشی تعیینکننده داشت.
ورود به قلب برنامه هستهای فرانسه
پس از آزادسازی فرانسه، روکار به سرعت به یکی از چهرههای کلیدی نظام علمی این کشور تبدیل شد. در سال ۱۹۴۵، او به عنوان مدیر آزمایشگاه فیزیک مدرسه عالی نرمال (ENS) منصوب شد و جانشین ژرژ بروها (Georges Bruhat) گشت؛ فیزیکدانی که در اردوگاههای کار اجباری آلمان جان باخته بود. روکار در این سمت به بازسازی و سازماندهی دوباره آموزش و پژوهش فیزیک در فرانسه پرداخت و بیست و هشت سال در این مسئولیت باقی ماند.
در همین سالها بود که او به طور جدی وارد پروژه هستهای فرانسه شد:
در سال ۱۹۴۷، به عنوان مشاور علمی برنامه نظامی کمیسیون انرژی اتمی فرانسه (CEA) منصوب شد.
در سال ۱۹۵۱، به عضویت رسمی کمیسیون انرژی اتمی فرانسه درآمد.
و در نهایت به مسئول علمی برنامهای تبدیل شد که به ساخت سلاح هستهای فرانسه انجامید.
به همین دلیل، از او به عنوان «پدر بمب اتمی فرانسه» یاد میشود.
نقش کلیدی در طراحی و راهبری پروژه بمب اتمی
بر اساس تاریخ رسمی بخش کاربردهای نظامی کمیسیون انرژی اتمی فرانسه (DAM)، روکار طرح اولیه یک دستگاه هستهای مبتنی بر پلوتونیوم را تدوین کرد. این طرح در ۲۴ دسامبر ۱۹۵۴ به پیر مندس فرانس (Pierre Mendès France)، رئیس شورای وزیران فرانسه، ارائه شد.
در این طرح، مجموعهای از اقدامات حیاتی پیشنهاد شده بود:
1. ساخت دو رآکتور تولید پلوتونیوم
2. ایجاد یک نهاد پژوهشی ویژه در دل CEA به نام «دفتر مطالعات عمومی» (BEG) برای طراحی و ساخت دستگاههای هستهای
3. تأسیس یک میدان آزمایش هستهای در صحرای آفریقا (صحرا)
هنگامی که BEG در سال ۱۹۵۵ فعالیت خود را آغاز کرد، روکار به عنوان استاد مدرسه عالی نرمال و عضو کمیسیون انرژی اتمی از پروژههای نخستین آن پشتیبانی علمی میکرد.
با این حال، درباره میزان دخالت عملی و جزئی او در ساخت بمب، میان پژوهشگران تاریخ علم اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند او بیشتر نقش راهبر علمی و استراتژیک داشت تا طراح فنی مستقیم. اما در هر حال، نقش او به عنوان معمار اصلی و مسئول علمی کل برنامه، انکارناپذیر است.
زمینلرزهسنجی و رصد آزمایشهای هستهای
یکی از دستاوردهای مهم روکار در سال ۱۹۵۸، طراحی زمینلرزهسنجهای ویژهای بود که برای ردیابی انفجارهای هستهای از راه دور به کار میرفتند. این ابزارها به فرانسه امکان میداد تا آزمایشهای هستهای سایر کشورها را زیر نظر بگیرد و تحولات تسلیحات هستهای جهانی را ارزیابی کند. این فناوری، به یکی از ابزارهای بلندمدت فرانسه در سیاست دفاعی و اطلاعاتی تبدیل شد.
پیشگام اخترشناسی رادیویی در فرانسه
روکار تنها به مسائل نظامی محدود نماند. او در سال ۱۹۴۶ گروهی را برای پژوهش در اخترشناسی رادیویی سازماندهی کرد. این تیم با استفاده از آنتنها و گیرندههای رادار باقیمانده از جنگ جهانی دوم، به مطالعه تابش رادیویی خورشید پرداخت. تلاشهای او در سال ۱۹۵۲ به تأمین بودجه برای ساخت رصدخانه اخترشناسی رادیویی نانسه (Nançay) انجامید؛ رصدخانهای که در سال ۱۹۵۶ افتتاح شد و هنوز هم یکی از مراکز مهم اخترشناسی رادیویی فرانسه است.
شتابدهنده خطی و پژوهشهای بنیادی
در سال ۱۹۵۵، روکار آزمایشگاه شتابدهنده خطی (LAL) را بنیان گذاشت. هدف این آزمایشگاه استفاده از پرتوهای الکترومغناطیسی برای مطالعه ساختار هسته اتم و ذرات بنیادی بود. این اقدام، فرانسه را در زمینه فیزیک ذرات و شتابدهندهها به یکی از بازیگران مهم اروپا تبدیل کرد.
معلم نسلهای بزرگ فیزیک فرانسه
روکار در طول نزدیک به سه دهه مدیریت آزمایشگاه فیزیک ENS، شاگردان بسیاری را تربیت کرد که خود به چهرههای برجسته علمی تبدیل شدند. از جمله شاگردان او میتوان به این افراد اشاره کرد:
کلود کوهن-تانودجی (Claude Cohen-Tannoudji)، برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۹۷
اوبر کورین (Hubert Curien)، فیزیکدان و بعدها مدیر کل مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (CNRS)
او نه تنها یک پژوهشگر، بلکه سازماندهندهای توانا بود که ساختار پژوهش فیزیک فرانسه را پس از جنگ شکل داد.
صنعت، اختراعات و اقتصاد
روکار به عنوان مشاور صنعتی نیز فعال بود. او در حوزه صنعت خودرو و الکترونیک کار کرد و چندین حق ثبت اختراع به نام خود ثبت نمود. علاقههای او به اقتصادسنجی نیز کشیده شد و تلاش کرد مدلهایی برای نوسانات اقتصادی بسازد. برخی از این تلاشها امروزه پیشگام نظریه آشوب (Chaos Theory) در اقتصاد به شمار میآید.
علاقههای حاشیهای و جنجالها
روکار در سالهای پایانی عمر به حوزههای غیرمتعارف علاقهمند شد. او به بیومغناطیس روی آورد و به دلیل علاقه و ادعای توانایی در آبیابی (dowsing) شهرت یافت. این گرایشها خشم محافل علمی رسمی را برانگیخت و باعث شد که او هرگز به عضویت فرهنگستان علوم فرانسه درنیاید؛ ناکامیای که برای فیزیکدانی با سابقه او بسیار قابل توجه بود.
زندگی شخصی و میراث
ایو روکار پدر میشل روکار (Michel Rocard) بود؛ سیاستمدار برجسته فرانسوی که در دوران ریاستجمهوری فرانسوا میتران سمت نخستوزیری فرانسه را بر عهده داشت.
جمعبندی
ایو روکار را میتوان در یک جمله چنین توصیف کرد: دانشمندی که هم بنیانگذار علمی بمب اتمی فرانسه بود، هم پیشگام اخترشناسی رادیویی، هم معلم نسلهای بزرگ فیزیک، و هم چهرهای جنجالی که تا پایان عمر از مرزهای علم متعارف فراتر رفت. او ترکیبی کمنظیر از میهندوستی، جسارت علمی، سازماندهی نهادی و کنجکاوی بیمرز بود. نقش او در تاریخ علمی و نظامی فرانسه، به ویژه در ساخت سلاح هستهای، جایگاهی ماندگار و بحثبرانگیز دارد.