ماجرای فردریک والنتیچ
خلبان گمشده
بیست و یکم اکتبر ۱۹۷۸، آسمان آرام و آبی استرالیا، شاهد یکی از مرموزترین و بحثبرانگیزترین رویدادهای تاریخ هوانوردی بود. در آن روز، فردریک والِنتیچ، خلبان جوان و بیستسالهای که تازه پرواز با هواپیمای تکموتوره را آغاز کرده بود، برای یک پرواز آموزشی کوتاه از فرودگاه ملبورن به آسمان برخاست. اما آنچه در ادامه رخ داد، نه تنها زندگی او، بلکه آرامش بسیاری از محققان و علاقهمندان به پدیدههای ناشناخته را برای همیشه برهم زد.
چند دقیقه پس از پرواز، والِنتیچ با برج مراقبت تماس گرفت و با لحنی که گویی از هیجان و شگفتی لرزان بود، از دیدن جسمی عجیب در آسمان خبر داد؛ شیئی که طبق توصیفش، «بسیار بزرگ و درخشانتر از هر چیزی» بود که تا آن روز دیده بود. او شکل، رنگ و حرکات غیرعادی آن را با دقت شرح داد، اما ناگهان، صدای او در میان خشخش و نویزهای فلزی محو شد و دیگر هیچکس صدایش را نشنید.
چند ثانیه بعد، هواپیما از صفحهٔ رادار محو شد و مأموران امداد هر چه جستجو کردند، نه نشانی از خلبان یافتند و نه تکّهپارهای از هواپیمایش. تا سالها بعد، این پرونده به عنوان معمایی لاینحل در کتابهای تاریخ ثبت شد و هنوز هم بسیاری آن را یکی از مستندترین موارد برخورد با موجودات فضایی میدانند. اما آیا واقعاً فضاییها او را ربودند؟ یا راز دیگری در پس این ناپدید شدن نهفته است؟ برای دانستن جزئیات این ماجرای شگفتانگیز، با ما همراه باشید.
در ادامه به بررسی جزئیات ماجرای فردریک والِنتیچ میپردازیم که یکی از مرموزترین پروندههای هوانوردی استرالیا محسوب میشود.
خلبان و زمینههای قبلی
فردریک والِنتیچ، خلبان ۲۰ سالهای بود که در ۹ ژوئن ۱۹۵۸ به دنیا آمد. او در زمان حادثه حدود ۱۵۰ ساعت سابقه پرواز داشت و عضوی از سپاه آموزشی نیروی هوایی سلطنتی استرالیا (RAAF) بود.
نکته قابل توجه این است که والِنتیچ یک علاقهمند جدی به بشقابپرندهها (UFO) بود. او فیلمهای مرتبط تماشا میکرد، مقاله جمعآوری مینمود و تنها چند ماه پیش از ناپدید شدنش، به گزارشهای محرمانه نیروی هوایی در مورد مشاهده یوفوها دسترسی پیدا کرده بود. حتی یک هفته قبل از حادثه، با دوستدخترش دربارهٔ این که ممکن است توسط یک یوفو ربوده شود، صحبت کرده بود.
جزئیات پرواز و آخرین مکالمات
زمان و مسیر: در شامگاه شنبه، ۲۱ اکتبر ۱۹۷۸، والِنتیچ ساعت ۶:۱۹ بعد از ظهر با یک هواپیمای تکموتوره از نوع سسنا ۱۸۲ (با شماره ثبت VH-DSJ) از فرودگاه مورابین در جنوب ملبورن به سمت جزیره کینگ (King Island) در شمال غربی تاسمانی به پرواز درآمد.
اولین تماس (ساعت ۷:۰۶ بعد از ظهر): والِنتیچ با مرکز کنترل ترافیک هوایی ملبورن تماس گرفت و گزارش داد که یک هواپیمای ناشناس در ارتفاع حدود ۱۰۰۰ پایی (۳۰۰ متری) بالای سر او در حال پرواز است. کنترلر، استیو رابی، به او اعلام کرد که هیچ پرواز دیگری در آن منطقه ثبت نشده است.
شرح جسم ناشناس: والِنتیچ با هیجان جزئیات بیشتری از شیء ناشناس ارائه داد:
ظاهر: جسمی بزرگ با روکشی فلزی و براق بود و چهار چراغ روشن داشت.
رفتار عجیب: او گفت که این شیء با سرعتی بسیار بالا حرکت میکند و اطراف هواپیمایش حلقه میزند. والِنتیچ احساس میکرد که شیء دارد با او نوعی بازی میکند و گفت: «به نظر میرسد دارد نوعی بازی انجام میدهد». شیء دارای نوری سبز رنگ بود و گاهی درخشان میشد.
گزارش اختلال موتور: در حین این مکالمات، والِنتیچ اعلام کرد که موتور هواپیمایش دچار اختلال شده و به صورت ناپیوسته کار میکند.
آخرین کلمات: والِنتیچ در آخرین تماس رادیویی خود، جمله معروفی را بر زبان آورد که به نماد این پرونده تبدیل شد: «این یک هواپیما نیست.» («It’s not an aircraft.»). پس از این جمله، ارتباط قطع شد و صدایی شبیه به خراش فلز از بیسیم شنیده شد.
عملیات جستجو و تحقیقات رسمی
جستجوی گسترده: پس از قطع ارتباط، عملیات جستجوی عظیمی در منطقهای به وسعت ۲۶۰۰ کیلومتر مربع در تنگه باس آغاز شد. نیروی هوایی استرالیا (RAAF) هواپیماهای شناسایی پیشرفته از جمله P-3 Orion را به کار گرفت و حداقل ۸ فروند کشتی در این عملیات شرکت داشتند. با این حال، هیچ اثری از هواپیما یا جسد والِنتیچ پیدا نشد.
یافته احتمالی (۱۹۸۳): پنج سال بعد، در ۱۶ می ۱۹۸۳، یک فلپ کاپوت موتور (cowl flap) از همان مدل هواپیمای سسنا ۱۸۲ در حدود ۳۲۰ کیلومتری منطقه حادثه، در ساحل جزیره فلیندرز پیدا شد. اما مشخص نشد که این قطعه متعلق به هواپیمای والِنتیچ بوده است یا خیر و بعداً این قطعه گم یا نابود شد.
نتیجهٔ تحقیقات رسمی: در سال ۱۹۸۲، تحقیقات رسمی وزارت حمل و نقل استرالیا نتایج خود را اعلام کرد. در این گزارش، علت ناپدید شدن «نامعلوم» اعلام شد و طیف وسیعی از احتمالات از جمله مداخله یوفو (UFO intervention)، گیجی و سردرگمی خلبان، برنامهریزی برای فرار یا سقوط در دریا را بررسی کرد. در نهایت، حکم «مفقود، presumed dead (احتمالاً فوت شده)» برای او صادر شد.
نظریههای مختلف در مورد علت حادثه
در طول سالها، نظریههای متعددی برای توضیح این ناپدید شدن مرموز مطرح شده است:
1. ربودهشدن توسط فضاییها: محبوبترین نظریه در میان عموم. طرفداران این نظریه به علاقهٔ قبلی والِنتیچ به یوفوها، دسترسی او به مدارک محرمانه، گزارش او از یک شیء پرندهٔ ناشناس و رفتار عجیب آن، و همچنین گزارشهای متعدد از مشاهده نورهای درخشان در آسمان ویکتوریا در همان شب اشاره میکنند. حتی پدر والِنتیچ به مرکز تحقیقات یوفو ویکتوریا پیوست و هرگز امیدوار نبود که پسرش توسط فضاییها ربوده شده باشد.
2. سردرگمی و سقوط در دریا: نظریهٔ رسمیتر این است که والِنتیچ جهتیابی خود را از دست داده و هواپیما را واژگون (وارونه) پرواز میداده است. در این حالت، نورهای چراغهای خود هواپیما را در سطح آب منعکس شده دیده و به اشتباه آن را یک شیء دیگر تصور کرده است. از آنجایی که او تجربهٔ کافی نداشت و دو بار در آزمونهای خلبانی تجاری مردود شده بود این فرضیه تقویت میشود.
3. خودکشی یا فرار عمدی: برخی محققان به مشکلات والِنتیچ در آزمونهای خلبانی و همچنین عدم اعلام برنامه پرواز به فرودگاه مقصد اشاره کردهاند. گفته میشود او دو بار در آزمونهای خلبانی تجاری مردود شده بود. این موارد باعث شده برخی حدس بزنند که او قصد خودکشی یا صحنهسازی برای فرار را داشته است. با این حال، خانواده و دوستانش این نظریه را به شدت رد میکنند و او را فردی بالغ و سازگار با زندگی معرفی میکنند.
4. همزمانی با بارش شهابی: جالب اینجاست که گزارشهای متعدد از مشاهده نور در آن شب، با اوج بارش شهابی همزمان بوده است. رصدخانه مونت استروملو در نزدیکی کانبرا اعلام کرد که در آن دوره زمانی، ۱۰ تا ۱۵ شهاب در ساعت قابل مشاهده بوده است. این موضوع میتواند گزارشهای مردمی از نورهای عجیب را توجیه کند.
پروندهٔ فردریک والِنتیچ همچنان یکی از بزرگترین معماهای حلنشده در تاریخ هوانوردی و از جنجالیترین موارد مرتبط با یوفوها باقی مانده است.