ماجرای تراویس والتون
آدم ربایی فضایی
در میان صدها ادعای مشاهده موجودات فضایی، ماجرای تراویس والتون در سال ۱۹۷۵ یکی از بحثبرانگیزترین و مستندترین موارد است. این پرونده که در جنگلهای آریزونا رخ داد، نهتنها به دلیل جزئیات عجیب آن، بلکه به خاطر قبولی والتون در آزمون دروغسنجی، همچنان یکی از معماهای حلنشده در تاریخ یوفوها محسوب میشود.
بررسی جزییات ماجرای تراویس والتون
ماجرای تراویس والتون؛ یکی از جنجالیترین پروندههای آدمربایی فضایی
در غروب ۵ نوامبر ۱۹۷۵، تراویس والتون ۲۲ ساله به همراه شش همکارش در یک کامیون در حال بازگشت از جنگلهای ملی آپاچی-سیتگریوز در ایالت آریزونا بود. همانطور که در جاده جنگلی پیش میرفتند، ناگهان در محوطهای باز از میان درختان، نوری زرد و درخشان را مشاهده کردند. با نزدیکتر شدن، متوجه شدند که این نور از یک شیء بشقابیشکل فلزی و درخشان ساطع میشود که حدود ۱۵ تا ۲۰ فوت (۴ تا ۶ متر) بالای زمین شناور بود. صدایی شبیه به زمزمهای با فرکانس بالا از آن به گوش میرسید.
برخورد با ناشناخته
مایک راجرز، سرپرست گروه، کامیون را متوقف کرد. تراویس که کنجکاو شده بود، از کامیون پیاده شد و با وجود فریادهای همکارانش که به او هشدار میدادند به شیء نزدیک نشود، به سمت آن حرکت کرد. ناگهان، یک پرتو مستقیم از انرژی از سفینه خارج شد و به ناحیه سر و سینه تراویس اصابت کرد. او به پشت پرتاب شد و حدود ۱۰ تا ۱۵ فوت (۳ تا ۴ متر) از جایی که ایستاده بود به زمین افتاد.
همکارانش که از ترس وحشتزده شده بودند، با عجله از محل گریختند. اما پس از مدتی، وجدانشان را بیدار کردند و تصمیم گرفتند برگردند. وقتی به محل رسیدند، نور سفینه هنوز در آسمان بود و سپس با سرعت به سمت بالا حرکت کرد و ناپدید شد. آنها در محوطه جنگل به دنبال تراویس گشتند و صدایش زدند، اما هیچ اثری از او پیدا نکردند. آن شب، ماجرا به پلیس گزارش شد و عملیات جستجو با سگهای زندهیاب و هلیکوپتر آغاز گردید.
پنج روز گمشدگی و بازگشت مرموز
پنج روز و شش ساعت از ناپدید شدن تراویس گذشت. در همین مدت، رسانهها وارد ماجرا شدند و گمانهزنیها درباره قتل یا ربایش او توسط همکارانش بالا گرفت. اما در نیمهشب ۱۲ نوامبر، تلفن خانه خواهر تراویس به صدا درآمد. او زنده بود و از یک تلفن عمومی در شهری نزدیک تماس گرفته بود. برادرش برای آوردن او رفت و تراویس در آن لحظات هیچ خاطرهای از پنج روز گذشته نداشت و حتی نمیدانست که پنج روز غایب بوده است.
آنچه درون سفینه گذشت
پس از بازگشت، تراویس تحت هیپنوتیزم رگرسیونی قرار گرفت تا خاطراتش را بازیابی کند. او به یاد آورد که پس از برخورد پرتو انرژی، درون اتاقی کوچک روی یک میز به هوش آمده است. فکر کرده که در بیمارستان است، اما وقتی به اطراف نگاه کرده، سه موجود را در کنار خود دیده است. این موجودات حدود ۱۲۰ سانتیمتر قد داشتند، جثهای باریک و چشمانی درشت و تیره داشتند و او آنها را به عنوان «خاکستریها» (Greys) توصیف کرده است.
تراویس میگوید که موجودات روی او آزمایشهایی انجام دادند و سپس به او اجازه دادند تا درون سفینه را کاوش کند. در این کاوش، موجوداتی دیگر را نیز دید که ظاهری انسانوار داشتند. در نهایت، او را به همان میز بازگرداندند و ماسکی بر صورتش گذاشتند. آخرین خاطرهاش این است که از سوراخی در سفینه، ستارگان را در اطراف دیده است، بدون اینکه هیچ سیاره یا خورشیدی در نزدیکی باشد.
تحقیقات و آزمونهای دروغسنجی
از سوی موافقان، این پرونده یکی از مستندترین موارد آدمربایی فضایی معرفی میشود. شش همکار تراویس همگی شهادت دادند که سفینه را دیدهاند و چندین نفر از آنها در آزمونهای دروغسنجی (پلیگراف) قبول شدند. خود تراویس نیز در آزمونی که توسط جک مککارتی، یکی از مجربترین کارشناسان پلیگراف در آریزونا، انجام شد، شرکت کرد.
از سوی مخالفان اما روایت دیگری وجود دارد. فیلیپ کلاس، محقق سرشناس یوفو و رئیس کمیته یوفو در سازمان CSICOP، مدعی شد که تراویس در یک آزمون پلیگراف دیگر «فریب آشکار» را نشان داده و حتی برای تقلب در دستگاه نفس خود را حبس کرده است. کلاس معتقد بود که این ماجرا یک کلاهبرداری برای فرار از اتمام قرارداد کار بودایی بوده است. همچنین اشاره شد که مادر تراویس هنگام شنیدن خبر ربوده شدن پسرش، واکنشی غیرعادی آرام داشت و برادرش نیز گفته بود که تراویس «تجربه عمرش را دارد».
از کتاب تا فیلم؛ تفاوتها با پرده سینما
تراویس در سال ۱۹۷۸ کتابی به نام «تجربه والتون» (The Walton Experience) منتشر کرد که بعدها در سال ۱۹۹۳ با عنوان «آتش در آسمان» (Fire in the Sky) به فیلم تبدیل شد. اما خود تراویس همواره از این فیلم بیزار بوده است. به گفته او، صحنههای ترسناک و خشونتآمیز داخل سفینه در فیلم، هیچگونه شباهتی به تجربه واقعی او ندارد. او تأکید دارد که تجربهاش اگرچه وحشتناک بوده، اما هرگز به آن اندازه ترسناک و خشن نبوده است.
سخن پایانی
پس از پنجاه سال، ماجرای تراویس والتون همچنان یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای آدمربایی فضایی باقی مانده است. شهادت شش شاهد، قبولی در آزمونهای پلیگراف، و جزئیات دقیق روایت، این پرونده را از بسیاری موارد مشابه متمایز کرده است. از سوی دیگر، ابهامات موجود، تناقضها و عدم تأیید علمی، راه را برای تردید و نقد هموار ساخته است. تراویس که اکنون بیش از هفتاد سال سن دارد، همچنان بر روایت خود پافشاری میکند و میگوید: «کاش این اتفاق هرگز نیفتاده بود».